اشتباهات رایج در تنظیم پیشنهادات قیمت مزایدات

1404/11/28

نرگس ابراهیمی
برنده شدن در مناقصه همیشه به معنای سود کردن نیست؛ گاهی آغاز یک ضرر سنگین است. اگر بخواهیم در یک نگاه کلی بگوییم، مهمترین اشتباهات قیمتی مزایدات که منجر به رد پیشنهاد یا زیان پیمانکار میشوند، شامل پنج دسته اصلی هستند: خطاهای محاسباتی در نرمافزارها، نادیده گرفتن هزینههای پنهان (مانند پرت مصالح)، غفلت از هزینههای بالاسری و تورم، قیمتگذاری نامتوازن (Unbalanced Bidding) و نقص در مستندات حقوقی. در دنیای بیرحم پیمانکاری، یک صفرِ اشتباه میتواند سرنوشت یک شرکت را تغییر دهد. در این مطلب از مجله تخصصی مزایده و مناقصه، قصد داریم این اشتباهات را بررسی کنیم تا شما با چشمانی باز، اسناد مالی خود را نهایی کنید.

چرا آنالیز دقیق بها سرنوشتساز است؟
قیمتگذاری در مناقصات، مرز باریک میان مهندسی و حسابداری است. بسیاری از پیمانکاران هنوز هم با روشهای سنتی و «چشمی» قیمت میدهند یا بدتر از آن، از آنالیزهای پروژههای قبلی کپیبرداری میکنند. اما واقعیت این است که هر پروژه ویژگیهای مخصوص به خود را دارد. یک پیشنهاد قیمت برنده، پیشنهادی است که تمام هزینههای پنهان و آشکار را پوشش دهد. از نوسان قیمت میلگرد گرفته تا هزینه غذای کارگران، همگی باید در جدول آنالیز شما دیده شوند. نادیده گرفتن این جزئیات، شانس پیروزی را کم میکند و شرکت را درگیر تعهدات حقوقی میکند که راه فراری از آن نیست.
اشتباهات فنی و محاسباتی؛ قاتلان خاموش
بخش بزرگی از رد شدن پیشنهادها یا ضررده شدن پروژهها، ریشه در خطاهای ساده ریاضی دارد؛ خطاهایی که معمولاً در دقایق پایانی و به دلیل عجله رخ میدهند.
۱. اعتماد کورکورانه به اکسل: استفاده از فایلهای آماده بدون چک کردن فرمولها؟ این شایعترین اشتباهی است که پیش میآید. کافی است جمع یک ستون به درستی تعریف نشده باشد تا قیمت نهایی شما پرت شود. همیشه پیش از خروجی گرفتن، فرمولها را به صورت رندوم و دستی چک کنید.
۲. جنگ واحدها (تُن یا کیلوگرم؟): این اشتباه شاید خندهدار به نظر برسد، اما بارها اتفاق افتاده است. در اسناد مناقصه قیمت واحد «تُن» خواسته شده، اما کارشناس قیمت را بر اساس «کیلوگرم» وارد میکند. همین اختلاف هزار برابری کافی است تا بدون باز شدن پاکت، از دور رقابت حذف شوید.
۳. نادیده گرفتن دورریز مصالح (Waste): در کارهای ساختمانی، هیچگاه ۱۰۰ تن سیمان خریداری شده، ۱۰۰ تن سیمان مصرفی نیست. نادیده گرفتن ضریب پرت برای مصالحی مثل سرامیک، میلگرد و بتن، باعث میشود قیمت تمامشده شما کمتر از واقعیت باشد و سود پروژه را ببلعد.

غفلت از هزینههای بالاسری و نوسانات بازار
یکی از پرتگاههای عمیق در قیمتگذاری که کمتر به آن توجه میشود، تمرکز صرف بر هزینههای مستقیم (Direct Costs) است. بسیاری از پیشنهاددهندگان، قیمت مصالح و دستمزد کارگر را با دقت محاسبه میکنند، اما هزینههای غیرمستقیم یا بالاسری (Overhead) را نادیده میگیرند. هزینههایی مانند اجاره دفتر مرکزی، حقوق پرسنل اداری، هزینه ضمانتنامههای بانکی، بیمه قرارداد و مالیات بر ارزش افزوده، ارقامی نیستند که بتوان از آنها چشمپوشی کرد. اگر این هزینهها به درستی محاسبه و روی آیتمهای پروژه سرشکن نشوند، عملاً سود پروژه صرف پرداخت هزینههای جاری شرکت خواهد شد و در پایان کار، حسابهای شما خالی میماند.
علاوه بر این، در شرایط اقتصادی ناپایدار، نادیده گرفتن تورم یک اشتباه محاسباتی ساده نیست، ریسکی خطرناک است. اگر قرارداد شما فاقد مکانیزم تعدیل قیمت (Price Adjustment) است، باید نرخ تورم احتمالی مصالح در طول مدت پروژه را پیشبینی کرده و در قیمت پیشنهادی لحاظ کنید. بسیاری از پروژههای نیمهتمام، قربانی همین خوشبینی کاذب نسبت به ثبات بازار هستند.
ریسکهای قیمتگذاری نامتوازن (Unbalanced Bidding)
یکی از تکنیکهای پرخطر در مناقصات، ارائه قیمت نامتوازن است. برخی پیمانکاران برای اینکه در شروع پروژه پول بیشتری بگیرند، قیمت کارهای اولیه (مثل تجهیز کارگاه و خاکبرداری) را غیرمنطقی بالا میبرند و قیمت کارهای پایانی را پایین میآورند. این روش شاید نقدینگی اول دوره را تامین کند، اما دو خطر بزرگ دارد:
- حذف فنی: اگر هیئت ترک تشریفات یا کمیته فنی متوجه این ترفند شود، طبق قانون میتواند پیشنهاد شما را به دلیل قیمتهای نامتعارف رد کند.
- تغییر احجام: چنانچه کارفرما حین اجرا تصمیم بگیرد حجم عملیات خاکی را کم کند، شما سود اصلی خود را از دست دادهاید و باید کارهای پایانی را با ضرر انجام دهید.
در تئوری اقتصادی مزایدات، مفهومی به نام «نفرین برنده» (Winner’s Curse) وجود دارد. آمارها نشان میدهد در مناقصاتی که تعداد شرکتکنندگان زیاد است، برنده نهایی معمولاً کسی است که هزینهها را «کمتر از واقعیت» تخمین زده است. به عبارت دیگر، برنده شدن او ناشی از اشتباه در محاسبات بوده، نه کارایی بالاتر. این یعنی پیروزی در مناقصه، آغازگر ضرر مالی اوست.
نواقص مستندسازی و نادیده گرفتن قانون
گاهی بهترین قیمتها هم قربانی یک اشتباه اداری میشوند. مناقصه یک فرآیند حقوقی خشک است و شوخیبردار نیست.
۱. تناقض پاکت فنی و مالی: یکی از اشتباهات قیمتی مزایدات که نشاندهنده عدم هماهنگی تیم شماست، تفاوت روش اجرا در دو پاکت است. مثلاً در پیشنهاد فنی نوشتهاید «حفاری با دستگاه TBM»، اما در آنالیز قیمت هزینه «حفاری دستی» را آوردهاید. این تناقض باعث رد شدن پیشنهاد میشود.
۲. امضا و مهر فراموششده: طبق قانون، تمام صفحات اسناد (حتی صفحات سفید یا توضیحات پیوست) باید امضا و مهر مجاز داشته باشند. فراموش کردن امضای یک صفحه از جدول تجزیه بها، مساوی است با ناقص بودن اسناد و حذف بیرحمانه از لیست.

خطاهای مدیریتی و عدم شناخت رقبا
قیمتگذاری دقیق بدون دیدن محل پروژه و شناخت رقبا، مثل رانندگی با چشمان بسته است. هزینههایی مثل وجود معارض (لوله آب، تیر برق) یا سختی دسترسی ماشینآلات، در نقشهها دیده نمیشوند و تنها با بازدید میدانی مشخص میشوند. از طرف دیگر، پیشنهاد قیمت در خلا شکل نمیگیرد. شما باید بدانید با چه کسانی رقابت میکنید. اگر رقیب شما کارخانه تولید شن و ماسه دارد و پروژه نیاز به بتنریزی حجیم دارد، قطعاً قیمت تمامشده او پایینتر از شماست. عدم تحلیل رقبا باعث میشود یا قیمتی بسیار بالا بدهید و حذف شوید، یا برای برنده شدن قیمتی بسیار پایین ارائه دهید که توجیه اقتصادی ندارد.
جمعبندی
تنظیم اسناد مالی مناقصه، کاری بیش از پر کردن چند خانه در جدول اکسل است. این کار نیازمند همگرایی دانش مهندسی، دقت ریاضی و دانش حقوقی است. از یک خطای ساده در واحد اندازهگیری و نادیده گرفتن هزینههای بالاسری گرفته تا استراتژیهای خطرناک قیمتگذاری، همگی میتوانند یک فرصت شغلی را به یک بحران مالی تبدیل کنند. برای کاهش ریسک، همیشه از چکلیستهای کنترل نهایی استفاده کنید و هرگز بدون بازدید از محل پروژه، قیمتی را امضا نکنید. اگر میخواهید در این مسیر حرفهایتر عمل کنید و کمتر دچار خطا شوید، بخش آموزشهای سایت مزایده و مناقصه راهنماهای کاربردی و بهروزی را در اختیار شما قرار میدهد.